رکسانا جونرکسانا جون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

رکسانا فرشته کوچولوی من

مامان و بابای تنبل

1392/3/20 14:29
نویسنده : خاله مریم
323 بازدید
اشتراک گذاری

جوجه نازم خاله فهیمه ازم خواسته عکس جدید ازت بذارم. نگی به فکرت نیستم...

ولی چه کنم که مامان و بابای تنبلت با اینکه کلی ازشون خواهش کردم هنوز عکس جدیدی برام نفرستادن. خودمم دوست دارم لحظه به لحظه تغییر شکل ماهتو ببینم با اون خنده های دوست داشتنی ات که تازگیا  یاد گرفتی و برا بقیه دلبری می کنی باهاش و من با شنیدنش این ور گوشی ضعف می کنم از ذوق و دلم بیشتر برات تنگ می شه فلفل من. آخه اونا که منو درک نمی کنن. گفتم بگم بلکه...

راستی جوجو امروز رفتی دکتر  ووووووووniniweblog.comniniweblog.comو واکسن زدیوووووووniniweblog.comو کللللللی گریه کردیniniweblog.comبهت استامینوفن دادن الان هم مثل یه جوجه درد کشیده خوابیدی  niniweblog.comلابد الان کابوس آمپول می بینی ای جوووووووووونم. خوب شد اونجا نبودم ببینم...niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان علي
21 خرداد 92 9:28
اميدوارم توي اين روزاي قشنگ بتونيد بريد پيش ركسانا جون و با عكساي قشنگش برگرديد


مرسی عزیزم امیدوارم
رضاورویا
21 خرداد 92 21:18
خاله جون اگه جای مامان بابام بودی میفهمیدی تنبلی یعنی چی منتظرم بیای نیشابور تا از خجالت شما هم در بیام پس زود بیا