مامان و بابای تنبل
جوجه نازم خاله فهیمه ازم خواسته عکس جدید ازت بذارم. نگی به فکرت نیستم...
ولی چه کنم که مامان و بابای تنبلت با اینکه کلی ازشون خواهش کردم هنوز عکس جدیدی برام نفرستادن. خودمم دوست دارم لحظه به لحظه تغییر شکل ماهتو ببینم با اون خنده های دوست داشتنی ات که تازگیا یاد گرفتی و برا بقیه دلبری می کنی باهاش و من با شنیدنش این ور گوشی ضعف می کنم از ذوق و دلم بیشتر برات تنگ می شه فلفل من. آخه اونا که منو درک نمی کنن. گفتم بگم بلکه...
راستی جوجو امروز رفتی دکتر وووووووو.gif)
و واکسن زدیووووووو
و کللللللی گریه کردی
بهت استامینوفن دادن الان هم مثل یه جوجه درد کشیده خوابیدی
لابد الان کابوس آمپول می بینی ای جوووووووووونم. خوب شد اونجا نبودم ببینم....gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مامان و بابای تنبل
